تبليغاتX
روزنامه نگار

خیابان کیپ بود و هر چند دقیقه ، یکی دو متر جلو میرفتم ، راهی برای فرار نبود

 برای لحظه ای ، حرکت ماشین ها قدری شتاب گرفت .

همه برای گرفتن راه از دیگری و گریختن از تنگنای خیابان عجله داشتند .

در یک لحظه اتفاق افتاد...

با صدای ناهنجار بوق به جلویی کوبیدم ، عقبی کوبید به من و ………

صدای آژیر آمبولانس که از مدتی قبل شنیده می شد قدری بلندتر شد ،

اما کاری از دست کسی برنمی آمد .

چند دقیقه بعد راننده آمبولانس آژیر را خاموش کرد ،

 برای همیشه …

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 7:13 PM توسط مدیر وبلاگ |

در دستان کوچک دخترک دو سیب سرخ بود که زیر پیراهنش پنهان کرده بود.

لب جاده به انتظار سوار نشسته بود تا سیبها را با او قسمت کند.

سوار شتابان به دخترک رسید لحظه ای مکث کرد

دخترک سیبها را از زیر پیراهنش بیرون آورد و به سوار تعارف کرد.

سوار سرخ ترین قسمت سیب را کند و به راه خود ادامه داد.

عطر سیب در فضا پیچید و همه ی آنها که نمی دانستند چرا دخترک لب جاده

نشسته به سمت دخترک و سیبها حرکت کردند

و در یک چشم بهم زدن سیبها بین همه تقسیم شد

و دخترک هاج و واج به مراسم سیب خوری و دستهای خالیش نگاه می کرد.

 

نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 6:51 PM توسط مدیر وبلاگ |

از پشت دیوار به پسرش نگاه میکرد.

پسر در حالی که جعبه شیرینی در دستانش بود، مشغول تعارف کردن شیرینی به رهگذران بود.

جعبه خالی میشد در حالی که هنوز چیزی به او نرسیده بود.

آخرین قطعه شیرینی هم که برداشته شد، پسر جعبه خالی را گوشه خیابان رها کرد و رفت.

از اینکه چیزی به او نرسیده بود بسیار ناراحت بود.

ناگهان دسته گنجشکان به جعبه شیرینی و تکه های شیرینی در آن حمله کردند و با شادمانی مشغول خوردن شدند.

حالا مرد خوشحال بود ، چون با دست پر به آسمان باز میگشت.

نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 6:34 PM توسط مدیر وبلاگ |

1. محمدرضا گلزارِ بزک کرده(یک عدد کامل)

2. مهناز افشار و الناز شاکردوست به میزان کافی

3. نیروی آموزش دیده برای دست و پا زدن در پشت صحنه

4.تجهیزات اعم از دوربین، نور، صدا، حرکت!

 

روش تهیه:

قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گریم خوب ورز می‌دهیم. کمی به‌اش پیاز می‌مالیم و می‌اندازیم‌ش جلوی دوربین(در اینجا خانم‌ها و آقایان  دقت داشته باشند که میزان پیاز مالیده شده باید به حدی باشد که اشک از چشمان گلزار جاری شود. او شکست عشقی خورده و علت این شکست و ضربه سنگین روحی به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار که در حال تماشای فیلم است با گلزار احساس همذات پنداری پیدا کرد و با خودش گفت: آخی بمیرم، اگه من به جای دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص می‌شود که میزان پیاز مالیده شده بسیار خوب بوده و به مرحله بعد می‌رویم)

حدود 10 دقیقه می‌گذاریم تا گلزار با شعله ملایم جلوی دوربین حسابی جا بی‌افتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهی ناز و عشوه و کرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه می‌کنیم، شعله زیر گاز را زیاد می‌کنیم کمی نمک و فلفل می‌زنیم و این مغلمه را تا زمانی که ببننده دچار غش و ضعف شود هَم می‌زنیم. شعله زیر گاز را کم می‌کنیم و الناز شاکردوست را به آرامی اضافه می‌کنیم و در همین حال به هم زدن ادامه می‌دهیم تا الناز شاکردوست حسابی با مواد قبلی مخلوط شود. دیگر تقریباً آماده است. جهت تزئین می‌توانید از حسام نواب صفوی و حمید گودرزی بر حسب سلیقه استفاده کنید. نوش جان‌تان!

نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 12:22 PM توسط مدیر وبلاگ |